زن؛موجود ناشناخته
یک مادر خوب به صد استاد وآموزگار می ارزد!
انکار حضور طلایی وگرمی بخش زن در ادوار طولانی زندگی انسان،کاری عبث و بی معنی است!اما براین حضور می توان ازدریچه های گوناگون نگریست!
بعنوان یک زن وظیفه ی خود دانستم تا وجود پیچیده ی این جنس لطیف(واز نظر سیمون
دوبوار جنس دوم) را البته از مکتب و دیدگاه بعضی بزرگان مورد بررسی کلی قرار دهم.
امیدوارم متهم به فمینیست بودن(که البته گرایش به آنرا انکار نمی کنم)وبالعکس یعنی
جانبداری از مردان نشوم.
باوجود زن بودن خود،این را اقرار می کنم که ما زنها موجودات به مراتب پیچیده تری
نسبت به مردان هستیم و همین مسئله باعث به وجود امدن نیاز های غیر قابل درکی در
ما میشود!و این نکته بارها در برخورد با زنان و مردان گوناگون برای من به اثبات رسیده
وهمین غیر سهل بودن شناخت وجود رنگارنگ زن ،عکس العمل های متفاوتی از مردان
را هم سبب می شود....چرا که روح زن بسیار بیشتر از جسمش معما برانگیز است
روحی مملو از گرایشات عجیب و زیبا وگاه غیر قابل توضیح!
واین شاید تنها دلیل این گفته است که براستی هر انسانی برای خود کتابی ست
ناخوانده..وزن کتابی ست اسرار آمیز که کلید راز گشایی آنرا در هیچ کتاب دیگری نمی توان جست...
ومحبت شاید یکی از قفل های گشودن درب هاای قلبش باشد!مسئله انست که مردان
برای تسخیر وجود این خلقت،به تنها چیزی که نمی اندیشند همان روح لطیف و
بی انتهای اوست...که البته استثنا بخشی از طبیعت هر فلسفه ایست!
در این ارتباط شاید باز مطالبی بیان کنم واین البته بستگی به نظرات گرم شما خواهد داشت
که در غیر اینصورت...پرونده اش مختومه خواهد شد!با اجازه....ی علما!
جغرافیای زن:
زن از سن 15 تا 20 سالگی شبیه آفریقاست،نیمی کشف شده ونیمی وحشی؛از سن 20
تا 30سالگی شبیه آمریکاست،انسان کاملی مطابق اصول علمی وبا کشفی تمام عیار؛
از سن 30 تا 35 شبیه هند وژاپن است،بسیار داغ،بسیار عاقل وبسیلر زیبا؛از 35 تا 40 شبیه فرانسه استريالبا نیمی تخریب شده اما هنوز مطلوب وخواستنی؛از40تا 50 شبیه آلمان است،جنگ را باخته اما هنوز امیدوار است؛از 50 تا 60 سالگی شبیه روسیه است،بسیار کهن فراخ وآرام اما کسی مشتاق دیدار اونیست؛از 60 سالگی به بعد شبیه انگلستان است؛
با گذشته ای شکوهمند اما بدون آینده!!!.
طنز بود یا نه ...انتخابش با خودتون!
..............................................................................
زن را اگر داخل شیشه هم بکنند باز کاری را که می خواهد می کند.مثل اذربایجانی
زن عاقل کسی ست که حرف زیاد دارد بزند،ولی ساکت می ماند.مثل شرقی
زن وپرنده هردو بدون آنکه به عقب برگردند می توانند ببینند.مثل فرانسوی
بین زن کور وشوهر کر،همیشه صلح است.مثل یونانی
به زن لال هم اگر ارار خود را بسپاری فاش می کند.مثل انگلیسی
کسی که زن خوب به دس آورد بهترین سرمایه را به دست آورده
بین آری ونه یک زن نمی توان سرسوزنی قرار داد.آلمانی
زیبایی در زن بدون وقارمانند تور ماهیگیری استکه فرسوده وسوراخ سوراخ است.امرسون
زن،پهلوانی ست که دلیرترین مردان را در سخت ترین اوقات خشم آرام می کند.
عشق اصیل تنها از آن زنان است.گی دو موپسان
بارها سعی کرده ام گرفتاری هایم را به آب بارم اما تاحالا نتوانسته ام همسرم را متقاعد کنم به دریا برود.(یک بی رحم)
زنان چند قرن است که نقش آیینه های خوشایند وجادویی را برای مردان بازی کرده وآنها را
دو برابر اندازه ی طبیعی شان نشان داده اند.ویرجینیا ولف عزیز
بسیارند مردهایی که موفقیت خود را مدیون زن اولشان هستند وزن دوم خود را مدیون موفقیت خود!!!!!!!!
مردان آفریننده ی کارهای مهمند وزنان آفریننده ی مردان مهم.رومن رولان
در ارتباط با زنان قلب تصمیم می گیرد نه مغز.
و اما...بازم می رم سراغ آدم وحوای خودمون!
وقتی خداآدم وحوا را آفرید،آنها را گفت حال مراقب یکدیگر باشید.پس از یک هفته آدم به درگاه خدا بازگشت وگفت:خدایا این چیست آفریدی؟امانم را بریده.دائم نوازش می خواهد،یک لحظه رهایم نمی کند،کارش گریه است و دائم هدایای زیبا می خواهد.لطفی به من کن واورا باز ستان!خداوند گفت:تو راز را نمی دانی ولی بلشد،وزن راپس گرفت.پس از سه روز،آدم به درگاهخدا رفت وگفت:خدایا تنها شدم،یادم می آیدچگونه برایم می رقصیدومرا می خنداند،
تنش مایه ی آرامش جسمم بود ولبخندش مایه ی آرامش روحم.عنایتی کن واو را باز پس ده
وخداوند زن را به او پس داد.چون روز تمام شد،آدم از حوا فاصله گرفت وگفت:خدایا هرچه فکر می کنم می بینم ضررش بیش از منفعتش است.اورا باز پس گیر!
خداوند گفت هرچه می خواهی به خود اوبگو.
آدم گفت ولی من نمی توانم با او زندگی کنم.خداوند گفت:بدون او هم نمی توانی زندگی کنی.
پس آدم نگاهی به حوا کرد وگفت:عزیزم،همان دور بایست ولبخند بزن تا فرشته ای
که از تو در ذهن خود ساخته ام تبدیل به اهریمن نشود....برگرفته از متن سانسکریت)
....................................................
می گویند زن ملا صورتش آبله ای بود ودماغش بزرگ وپهن.یک روز به شوهرش گفت:زنی زیباتر از من دیده ای؟گفت نه،تو فرشته ای که از آسمان افتاده و دماغش کوفته شده چند تا ریگ هم رفته توی صورتش!!!!!!!!
نمی خواستم طنزش زیاد شه ولی شد...به هر حال دفعه ی بعد سعی می کنم جدی تر انتخاب کنم اگرچه خودم طنز و بیشتر ترجیح می دهم!!
همگی موفق باشید...وبا زن جان یا هرچیز وهرکس از این قبیل از این ببعد با احتیاط تر رفتار کنید....آخه زن دیگه...!! 
